بیست و شش
پسر گل بیست و شش ماهه ام سلام. روی ماهت را بوسه میزنم و قدردان خدایی هستم که فرشته ای همچون تو را به ما هدیه داد. چه زود گذشت بیست و شش ماه با تو بودن ، ، و چه زودتر ده ساله شد زندگی مشترک من و پدرت. زندگی که تو شیرینی بخش آن بودی، و البت که شیرینترش کردی. امروز جمعه بیست و ششم اردیبهشت است، اردیبهشتی که ده سال پیش در بیست و ششم آن من و پدرت ، با هم بودن را آغاز کردیم. در بیست و ششم آبانش به آشیانیمان رفتیم، وقتی که مادرت درست بیست ساله شد. در بیست و ششم اسفند نودش ،خانوادیمان سه نفره شد. نفر سومی که بوی بهشت میداد، با تمام معصومیتش و گریه هایی که گوشهایمان را نوازش میداد. و هنوز هم صدای دلنشینت آ...
نویسنده :
مامان و بابای امیرعلی
23:52












