امیرعلیامیرعلی، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 14 روز سن داره

سیب بهشتی من

چهار ماهگی

1393/7/29 23:50
245 بازدید
اشتراک گذاری

 

 

امروز اولین روزیه که می خواهم واسه پسر گلم مطالبی واسه خاطره شدن بنویسم. سه روز دیگه پسرم پنج ماهش تموم میشه وای که چه زود گذشت مثل برق. انگار دیروز بود که صدای گریه شیرینتو واسه اولین بار شنیدم منم همراه تو اشک شوق ریختم . اشک تو واسه اومدنت بود که نمی خواستی وارد این دنیای پر از هیاهو بشی اشک منم واسه اومدنت بود که میخواستم هر چه زودتر در آغوشت بکشم . الان که مشغول نوشتنم صدای جیغ کشیدنات کوشمو نوازش میده. وای که چه صدای دلنوازیه. بعضی وقتا اونقدر بلند جیغ میزنی که صدات میگیره و من میترسم که خدایی نکرده آسیبی به گلوت برسه. وقتی میخواهیم فیلم ببینیم جیغ میکشی فدای سرت فیلم چیه صدای تو برام موندنیه. وقتی میخواهیم با تلفن حرف بزنیم بازم جیغ میکشیو نمیذاری چیزی بشنویم بازم فدای سرت مگه ما چند تا امیرعلی کاکل زری داریم. داری غلت میزنیو هر چی جلوی دهنته یه لیس میزنی ببینی اگه خوشمزس بخوریش. قربون غلت زدنات فدای لیسه زدنات که به مامان و بابا، جون دوباره میده.

 یه چند روزیه که زودتر از خواب پا میشی بعد میزنی زیر آواز ( میخوای بگی من بیدارم شمام بیدار شین ما هم که تنبل ) می خونیییییییییییییییییییییییییییی  ما که بیدار نمیشیم  شروع میکنی به گریه کردن. میخوای بگی به شماها خوبی نیومده باید به زور بیدارتون کنم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)